-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:37
هیدروکسید آلومینیوم یک نمک معدنی به شکل پودر آمورف سفید رنگ است که به عنوان ضد اسید استفاده می شود. این ماده یک ترکیب بازی است که به عنوان دارو با خنثی سازی اسید کلریدریک در ترشحات معده عمل می کند.افزایش PH می تواند باعث مهار عملکرد پپسین شود. افزایش یون های بی کربنات و پروستاگلاندین ها نیز ممکن است...
Answers are gone, all of them
-
تاریخ: 1399/9/27 ساعت: 1:46
I can't find answers anymore. Not even for my goddamn math problems! Too many taps are open, Not answered! In this case, I need someone to tu off my talkative mind. Anyone?
هیئت مجازی!
-
تاریخ: 1399/9/27 ساعت: 1:46
بسم رب الحسینسلام، وارد شاید عجیب ترین محرم قرن شدیم. خدا به خیر کند.آمدم دعوت کنمتان هیئت. دست دوست و آشنا را بگیرید، یک چای دم کنید، بیایید اگر خواستید.کانال آپارات جهت شرکت در لایوالتماس دعا::
این مطلب هیج ارزش ادبی ندارد!
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:08
سلامحقیقتش اینه که چندین ساله که با اسم مستعار محبوبم Bluebell هیج گونه فعالیتی در هیچ جای این کره خاکی و فضای مجازی نداشتم. پس برای هرکی که اینو میبینه، سلام من زندم!زندگی پستی و بلندی داره دیگه ادما
*اعدام واژه ها* و*تابستان*
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
شما را به سپیده دم، به آفتاب ، به طلوع، به نور سوگند.. هرکاری می کنید واژه هایتان را دوست داشته باشید ، مادرانه بهشان شیری از بافت ستارگان بدهید، رویاها را بجوشانید و سیرشان کنید ، با آرزوهای مغز پخ
توهم
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
چه می شود، چه می شود اگر من یک دیوانه ی روانی باشم و همه بدانند جز خودم؟ این فکر اولین بار در مدرسه به ذهنم خطور کرد. یادم نیست چند سال پیش... فقط یادم است که همه به چیزی می خندیدند. حتی آن (چیز) یادم
1984
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
نوشته ی جرح ارولخب... برای کسانی که قلعه حیوانات رو خوندن این کتاب هم میتونه یه صد حال باشه هم یه شگفتی . قلعه حیوانات کاملا نمادینه، 1984 هم همین طور. مضمون دو کتاب هم حول و حوش حکومت و شیوه ای که حا
اوریانا فالاچی
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
یکی از رسم و رسوم زندگیم اینه که هرازچندگاهی یه قهرمان پیدا می کنم، قهرمان یا میتونه معلم ادبیاتم باشه یا فلان پسره تو فلان فیلم اما بیشتر اوقات اون یه زنه و بیشتر وقتا هم آدم جسور و باهوشیه و اوریان
اتوپرتره
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
آن را در مجله داستان قدیمی دیدم. نفهمیدم نویسنده اسم این کارش را اتوپرتره گذاشته یا اتوپرتره یک سبک است. به هرحال اگر یک سبک بود این شکلی می شد: مجموعه ای از چیزهایی در مورد خودت، که واضح ترین نیستن
دخترها آدمن این رو متوجه میشین؟
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
نوشته وقتی یه دختر چادری رو می بینم که دست اش رو به آسمون دراز کرده نمیتونم به چیزی جز دعاش برای شوهر کردن فکر کنماین حجم از بامزگی رو از کجا آوردی تو NACL? فقط میتونم بگم جمع کن ، فحش بدم فیلتر می
Reasons why love him :1
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
مدت ها به پوچی فکر می کردم. به چرایی زندگی. درگیر آن شده بودم. چرا خدا مرا افرید؟ چرا تصمیم گرفت باشم؟ اصلا خدایی وجود دارد؟ بعد از مرگم فراموش می شوم انگار هرگز نبوده ام...آن موقع می نشستم و واقعا به
Reasons why love him:2
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
خیلیا میگن چادر میراث شهداست یا اونا رفتن تا تو چادرتو سر کنی ولی من میگم یه آدم مرده نمیتونه برای من و عقاید و زندگیم تصمیم بگیره، حتی اگه تا پای جونش برای زندگیم ایستاده باشهفکر کن یه داستان عشقی چق
ایده ای ندارم
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
- من ایده ای ندارم+ این تو هستی که این حرفو میزنی!؟+ تو اگه ایده نداشته باشی انگار مردی!-...خب. من ایده ای ندارم. ایده ای ندارم که خط های علامت تعجب چطور تعادل خودشونو روی نقطه حفظ می کنن. ایده ای ندا
خودکار قرمز
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 20:36
همه ی خاطره ها مست کنید سر فدای دل سرمست کنیدخنده گر وصله زنی زخمم را یا که خوش خط بنویسید دردم رایا که دل خنده ات انشا بکند به غمم بیست دهد یا ندهدمن تورا ، مثل کلاسی خالی مثل یک خاطره ی پوشالی امتح
تام ریدل و یادگاران مرگ
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 13:47
ریدلم. الکساندرا. ریدل. دختر اون. جادوگر سیاه قرن یا هرچی. اسلایترینی. و نفرین شده. اگه همه ی این ها برای شما قابل بخششه با شنیدن این که من هری پاتر رو کشتم دیگه براتون قابل بخشش نیست. کشتمش. شما از من متنفرید. همه از من متنفرن به جز مرگخوارایی که ترجیح میدم ازم متنفر باشن. و خب... اون. چرا نباشین؟ ...
"هري پاتريست ها مي فهمند"
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 3:17
يه جايي تو داستان هري پاتر و جام آتش هست كه من گاهي تو ذهنم تكرار ميشه.مرحله اول مسابقه سه جادوگر، جايي كه هري قراره با اژدها روبه رو بشه، اون چوبدستيشو بيرون ميكشه و ميدونه كه حريفاش بزرگتر و ماهرترن، خب از ورداي پيچيده استفاده نمي كنه تا اژدها رو گيج كنه يا تغييرشكل بده. اون با افسون ساده جمع آوري...
"انگار ١٢و٣/٤ ساله بودن بس نبود كه حالا مادرم هم مي خواهد نامزد رياست جمهوري شود"
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 3:17
دلايل اين كه مامان نبايد نامزد رياست جمهوري شود:١مامان مجبور خواهد شد با يك ميليون نفر دست بدهد. و ممكن است يك مريضي وحشتناك بگيرد. مثل همان كه براي رييس جمهور سريال ٢٤ اتفاق افتاد. ٢الان كه دقيقا بدترين قيافه را دارم، عكاس ها براي عكس گرفتن از من صف كشيده اند. مامان نمي توامد صبر كند تا من اين مرحل...
چهل و پنج ثانیه
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 3:17
تو نمیدونی ای که ما مجبوریم گوش بدیم هانا؟ اون یه قصه بود. قصه ی من. قصه ی توهمش قصه بود. روزی روزگاری دختری بود که تصمیم گرفت نمیرد. و در مورد تو، بمیرد. یه قصه قصه س. اهمیتی نداره چقدر خشن، تهوع آور، لزج، بدبو و بیمزه ، بی معنی، و واقعیه. چون یه قصه قصه س و همرو به دام میندازه. وقتب تو میگی به من ...
چهل و پنج ثانیه2
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 3:17
می دونم کجا باید باشم. حتی نزدیکشم نیستم. و تو نمی تونی وانمود کنی بودن من اینجا ضروریه. چشمامو میبندم. نفس نمی کشم و امیدوارم همه چی محو بشه. هرچند تو واقعیت این کارو نمی کنم. بهت نگاه می کنم. مودبانه لبخند میزنم و میذارم همه جارو بهم نشون بدی. لازم نیست وانمود کنی از بودنم تو اینجا خوشحالی. پریدن ...
شاید یک نفر را کشته باشم1
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 3:17
اسم من جینا رابرتسون بود. حالا تیا ویزارد است. بی هیچ دلیل خاصی . به خاطر این که از جادوگرها خوشم می آید. به دلایل واضح.موهایم قبلا بور بودند. حالا مشکی اند. بی هیچ دلیل خاصی. چون خوناشام هارا دوست دارم. به دلایل واضح.قبلا ورزشکار بودم. خندان، مصمم و منطقی. از آن بچه هایی که جلوی کلاس می نشینند. با ...